تبلیغات
باده ناب

قالب وبلاگ


باده ناب
This blog is to see your country's flag below to choose 
نویسندگان
نظر سنجی
برای شهیـــد رضــــا قـــربانی کدام یک ازاعمال زیر را انجام میدهید؟






لینک دوستان
پیوندهای روزانه

تولد نور

امام صادق(ع) به نقل از سلمان فارسى فرمود: پیامبر اكرم(ص)فرمود: خداوند متعال مرا از درخشندگى نور خودش آفرید (4) نیز امام صادق(ع) فرمود: خداوند متعال خطاب به رسول اكرم(ص)فرمود: «اى محمد! قبل از این كه آسمان‏ها، زمین، عرش و دریا راخلق كنم. نور تو و على را آفریدم...». (5)




            

ثقه‏الاسلام كلینى(ره) مى‏نویسد: امام صادق(ع) فرمود: «هنگام ولادت‏حضرت رسول اكرم(ص) فاطمه بنت اسد نزد آمنه (مادر گرامى پیامبر)بود. یكى از آن دو به دیگرى گفت: آیا مى‏بینى آنچه را من‏مى‏بینم؟

دیگرى گفت: چه مى‏بینى؟ او گفت: این نور ساطع كه ما بین مشرق ومغرب را فرا گرفته است! در همین حال، ابوطالب(ع) وارد شد و به‏آن‏ها گفت:

چرا در شگفتید؟ فاطمه بنت اسد ماجرا را به گفت. ابوطالب به اوگفت: مى‏خواهى بشارتى به تو بدهم؟ او گفت: آرى. ابو طالب گفت:

از تو فرزندى به وجود خواهد آمد كه وصى این نوزاد، خواهد بود (6)

سیمای محمد(ص)

امام جعفر صادق(ع) فرمود: امام حسن(ع) از دائى‏اش، «هند بن ابى‏هاله‏» (11) كه در توصیف چهره پیامبر(ص) مهارت داشت، در خواست‏نمود تا سیماى دل آراى خاتم پیامبران(ص) را براى وى توصیف‏نماید. هند بن ابى هاله در پاسخ گفت: «رسول خدا(ص) در دیده‏هابا عظمت مى‏نمود، در سینه‏ها مهابتش وجود داشت .قامتش رسا، مویش‏نه پیچیده و نه افتاده، رنگش سفید و روشن، پیشانیش گشاده،ابروانش پرمو و كمانى و از هم گشاده، در وسط بینى برآمدگى‏داشت، ریشش انبوه، سیاهى چشمش شدید، گونه هایش نرم و كم‏گوشت.دندان هایش باریك و اندامش معتدل بود. آن حضرت هنگام راه‏رفتن با وقار حركت مى‏كرد. وقتى به چیزى توجه مى‏كرد به طور عمیق‏به آن مى‏نگریست، به مردم خیره نمى‏شد، به هر كس مى‏رسید سلام‏مى‏كرد، همواره هادى و راهنماى مردم بود.

براى از دست دادن امور دنیایى خشمگین نمى‏شد. براى خدا چنان غضب‏مى‏نمود كه كسى او را نمى‏شناخت. اكثر خندیدن آن حضرت تبسم بود،برترین مردم نزد وى كسى بود كه، بیشتر مواسات و احسان و یارى‏مردم نماید...» (12)

سعدى با الهام از روایات، در اشعار زیبایى آن حضرت را چنین‏توصیف نمود:

ماه فرو ماند از جمال محمد سرو نروید به اعتدال محمد قدر فلك را كمال ومنزلتى نیست در نظر قدر با كمال محمد وعده دیدار هر كسى به قیامت لیله اسرى شب وصال محمد آدم و نوح و خلیل و موسى وعیسى آمده مجموع در ظلال محمد عرصه گیتى مجال همت او نیست روز قیامت نگر مجال محمد و آنهمه پیرایه بسته جنت فردوس بو كه قبولش كند بلال محمد شمس و قمر در زمین حشر نتابد نور نتابد مگر جمال محمد همچو زمین خواهد آسمان كه بیفتد تا بدهد بوسه بر نعال محمد شاید اگر آفتاب و ماه نتابد پیش دو ابروى چون هلال محمد چشم مرا تا بخواب دید جمالش خواب نمیگیرد از خیال محمد سعدى اگر عاشقى كنى و جوانى عشق محمد بس است و آل محمد (13)

مصونیت و پیراستگى پیامبر از خلاف و خطا، بسان دیگر پیامبران داراى مراحل سه‏گانه است، و این مراحل عبارتنداز:
1- مصونیت مطلق (عمدى و سهوى) در تبلیغ شریعت.
2- عصمت از خلاف و گناه در رفتار و گفتار.
3- پیراستگى از خطا و لغزش در جریانهاى عادى.

پیامبر اسلام و پیراستگى از گناه‏

گذشته از آیات فراوانى كه بر عصمت همه پیامبران از گناه دلالت دارند، مى‏توان از آیه ذیل مصونیت او را از گناه استفاده كرد:
«و ان كادوا لیفتنونك عن الذى اوحینا الیك لتفترى علینا غیره و اذاً لا تخذوك خلیلاً»
«آنان (مشركان) نزدیك بود كه با پیشنهاد خود، تو را از آنچه، به تو وحى كردیم، بفریبند، تا غیر آن را به ما نسبت دهى در این هنگام تو را دوست خود بر مى‏گزیدند».
«و لولا ان ثبتناك لقد كدت تركن الیهم شیئا قلیلاً»
«اگر به تو استوارى نمى‏بخشیدیم، نزدیك بود كه مقدار كمى به آنان متمایل گردى» .
«اذا لا ذقناك ضعف الحیوة وضعف الممات ثم لاتجد لك علینا نصیراً» (اسراء /73-75).
«در این صورت دو برابر مجازات (مشركین) در زندگى دنیا و دو برابر مجازات آنان در سراى دیگر را به تو مى‏چشاندیم، آنگاه در برابر ما، یاورى پیدا نمى‏كردى».
مفسران درباره علت نزول آیات، شأن نزولهاى گوناگونى نقل كرده‏اند كه بسیارى از آنها به خاطر مكى بودن آیات، صحیح و استوار نیست، تنها شأن نزولى كه با زمان نزول آنها تطبیق مى‏كند، همان است كه ابى حفص «صائغ» از امام باقر (ع) نقل مى‏كند كه قریش به پیامبر پیشنهاد كردند كه آنها خداى او را یك سال بپرستند مشروط بر این كه پیامبر نیز بتان قریش را به همین اندازه پرستش نماید.
اختلاف شأن نزولها در مفاد آیه تأثیرى ندارد آنچه مهم است این است كه در آیه «ولو لا ان ثبتنناك لقد كدت تركن الیهم» دقت كافى انجام دهیم و براى توضیح دلالت آیه نكاتى یادآور مى‏شویم:
1- برخى از كوته نظران خواسته‏اند آیه را گواه بر عدم عصمت پیامبر بگیرند، در حالى كه از نظر محققان آیه از دلائل نقلى عصمت او مى‏باشد، و در حقیقت، باریك بینان و ژرف نگران از درختى كه در نظر مخالفان تلخ است میوه شیرین چیده و خلاف مقصود آنان را استخراج كرده‏اند.
2- لازم است در تعیین فاعل فعل «كادوا» كه ضمیر متصل «و ان كادوا لیفتنونك» از آن حاكى است، دقت كنیم ظاهر آیه نشان مى‏دهد كه مقصود از ضمیر «كادوا» همان مشركان است و فاعل «لیفتنونك» نیز از آن حاكى مى‏باشد، و روى هم رفته مفاد آیه این است: مشركان نزدیك شدند كه او را بفریبند، و در این آیه سخنى از نزدیك شدن پیامبر (ص) به میان نیامده است .
3- آیه «ولولا ان ثبتناك لقد كدت تركن الیهم شیئاً قلیلاً» از دو جمله كه یكى شرط (ثبتناك» و دیگرى جزا (لقد كدت تركن) تشكیل یافته است و لفظ «لولا» در زبان عرب، معادل «اگر نبود» (یا اگر نه این بود) در زبان فارسى است در این صورت مفاد آیه این است اگر نه این بود كه تو را ثابت قدم نگه داشتیم، نزدیك بود كه به آنها متمایل شوى، ولى تثبیت الهى مانع از تحقق نزدیكى شد، نه تنها میل و انعطافى از تو سر نزد، بلكه به آن هم نزدیك نشدى.
4- این ثبیت الهى، جز تثبیت در مرحله فكر و اندیشه، آنگاه در مرحله عمل و رفتار چیزى نیست؛ یعنى لطف الهى آنچنان شامل حال او گردید كه قرب به مشركان و سازش با آنها درباره پرستش بتان آنها، نه در ذهن و اندیشه او جوانه زد و نه در خارج جامه عمل پوشید.
و تثبیت به این معنى جز عصمت و «تسدید» پیامبران به وسیله روح القدس و غیره چیز دیگرى نیست.
5- باید توجه داشت كه این تثبیت به یك مورد و دو مورد اختصاص ندارد، بلكه پیوسته شامل حال او مى‏باشد زیرا همان جهت كه سبب شد خدا به پیامبر در این مورد خاص، استقامت قدم و استوارى گام بخشد، در دیگر موارد نیز وجود دارد، و جهتى ندارد كه در یك مورد او را تثبیت كند و در مراحل دیگر او را به خود واگذارد.
6- تثبیت الهى آنچنان نیست كه عنان اختیار و آزادى را از كف برباید و دیگر، پیامبر تثبیت شده نتواند بر خلاف آن كارى صورت‏ندهد بلكه با این وضع مى‏تواند یكى از دو طرف كار را برگزیند براى بیان این جهت در آیه سوم مى‏فرماید:
«اذا لا ذقناك ضعف الحیوة وضعف الممات ثم لا تجدلك علینا نصیراً»
«در این موقع دو برابر عذاب (مشركان) را در زندگى این جهان و جهان دیگر به تو مى‏چشانیم، آنگاه در برابر ما یاورى پیدا نمى‏كردى».
با توجه به این نكات روشن شد كه نه تنها مفاد آیه در كام «عدلیه» كه عصمت را حالت لازم در پیامبران مى‏دانند، تلخ نیست، بلكه بسیار شیرین و نوید بخش است و آن این است كه: خداوند پیامبر خود را به خود او واگذار نمى‏كند و در لغزشها و سراشیبى‏ها به او تثبیت و استوارى مى‏بخشد و او را از قرب و نزدیك شدن به گناه (تا چه رسد به خود آن) باز مى‏دارد.
و در حقیقت، جمله «ولولا ان ثبتناك لقد كدت تركن» بسان «ولولا فضل الله علیك و رحمته لهمت طائفة ان یضلوك»(نساء /113) است جز این كه آیه مورد بحث مربوط به تثبیت در برابر گناه و آیه دوم مربوط به صیانت پیامبر از لغزشهاى سهوى و غیر عمدى است و با صرف نظر از این تفاوت شیوه بیان و نحوه دلالت در همه‏یكسان است و هم اكنون در بحث بعد كه پیرامون پیراستگى پیامبر از خطا است گفتگو مى‏كنیم، و پیرامون آیه توضیح كافى خواهیم داد.




طبقه بندی: اجتماعی، سیاسی،
برچسب ها: امام جعفر صادق (ع)، پیامبر اسلام (ص)، میلاد پیامبر (ص) وامام جعفر صادق(ع)، اسلام، شیعه، Birthday of Prophet Muhammad Mustafa (PBUH) and Imam Jafar،
[ شنبه 7 بهمن 1391 ] [ 11:27 ق.ظ ] [ عبدالله ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

تصویرشهیدرضاقربانی
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :